This site uses cookies. By continuing to browse the site you are agreeing to our use of cookies. Review our legal notice and privacy policy for more details.
Close
Homepage > Other Languages > Farsi > ایران و تارعنکبوت تحریم ها

ایران و تارعنکبوت تحریم ها

چکیده

با دورنمای هراس انگیز جنگ و غیرواقع بینانه بودن رویای مذاکرات سازنده، تحریم به تنها گزینه غرب در مقابل ایران تبدیل شده است. تحریم ها در همه عرصه ها مشاهده می شود: در عرصه مالی مناسبات سنتی تجاری را مختل ساخته، در صنعت نفت گلوگاه اصلی منابع درآمد ارزی را نشانه گرفته، و درصنعت بیمه، نقل و انتقال کالا را دشوار کرده است. بی تردید تحریم ها اقتصاد ایران را فلج کرده اند، اما آیا سیاست تحریم موفق بوده است؟ دست کم بر اساس یک ضابطه مهم، یعنی نگرانی غرب از برنامه هسته ای ایران، نشانه ای از موفقیت تحریم دیده نمی شود. علاوه بر این، تحریم، پیامدهای ناخواسته بی شماری نیز داشته است (تقویت توان حکومت ایران به کانالیزه کردن توزیع کالا در جهت مطلوب خود با صدمه های جدی بر مردم عادی، تقویت این برداشت که هدف واقعی تغییر رژیم است، سوق رهبران به سمت اقدام های تلافی جویانه، و شکل گیری کلاف پیچیده ای از مجازات ها که بازکردن آن سخت تر از بافتن آن است.)  تحریم به خودی خود به پیامدهای معکوس منجر نمی شود، اما این سیاست به راحتی به گزینه آسان تر و ابزاری تبدیل می شود که اثربخشی آن نه بر اساس میزان کمک به دسترسی به هدف اولیه، بلکه بر مبنای میزان مخرب بودن آن اندازه گیری می شود. در موارد آینده سیاستگزاران باید اثر بخشی سیاست تحریم را به طور مداوم مورد بازنگری قرار دهند. در حال حاضر اولویت باید این باشد که به ازا عقب نشینی واقع بینانه ایران در سیاست هسته ای خود، یک رشته تخفیف های معقولانه به این کشور ارایه شود.

تحریم ها حاصل یک سیاست واحد نبوده اند و طی تاریخ سی ساله خود، توسط بازیگران مختلف اعمال شده و اهداف متفاوتی را دنبال کرده اند. نتیجه نهایی این فرآیند، مجموعه یک جانبه و چندجانبه ای از اقدام های تنبیهی بوده که عملا همه عرصه های مهم حیات اقتصادی ایران را هدف قرار می دهند. فرایندی که اساسا به اهداف سیاسی گوناگونی مثل منع گسترش تسلیحاتی، مبارزه با تروریسم، و حقوق بشر پیوند خورده اما در نهایت با این هدف دنبال می شود که جمهوری اسلامی را در مقابل یک انتخاب روشن قرار می دهد: این که یا به مطالبات بین المللی در پرونده هسته ای تمکین کند و یا پیامد سخت محاصره اقتصادی را به جان بخرد.

داستان چگونگی توسل جامعه بین المللی به این سیاست، خود یک پژوهش است در مطالعه محدودیت ها و استیصالی (برخی ناگزیر و برخی خودساخته) که جهان در تلاش برای تغییر سیاست ایران با آن رو به رو بوده است. داستان جذابیت غیر قابل مقاومت تحریم ها است، هم برای تندروهایی که می خواهند حکومت ایران را به زانو درآورند و هم برای میانه روهایی که به تحریم به عنوان گزینه بهتری در مقابل حمله نظامی می نگرند. و سرانجام این داستان ابزاری است که به هدف تبدیل می شود زیرا در نبود تغییر محسوس در عملکرد سیاسی تهران، تنها راه سنجش اثربخشی تحریم ها شدت و میزان خود تحریم هاست. در این میان هدف اولیه یعنی وادار کردن ایران به توقف برنامه هسته ای کمابیش به یک موضوع ثانوی بدل می شود.

یک مشکل کلیدی این است که ایران و غرب از دو زاویه کاملا متفاوت به تحریم ها می نگرند. مبنای رویکرد مقام های آمریکایی و اتحادیه اروپا، تحلیل هزینه- فایده است. بر اساس این تحلیل، جمهوری اسلامی زمانی به این نتیجه می رسد که ادامه برنامه هسته ای، تنگناهای اقتصادی را آن چنان تشدید می کند که می تواند به یک شورش عمومی تهدید کننده حیات حکومت ایران منجر شود. اما رویکرد تهران کاملا متفاوت است. از دیدگاه تهران غرب مصمم به سرنگونی رژیم است و تحریم ها وسیله ای است برای رسیدن به این هدف و بنابراین تسلیم، به عنوان گزینه ای به مراتب خطرناک تر از خود تحریم ارزیابی می شود. راهبرد  ایران که ریشه در تجربه انزوای دیپلماتیک و جنگ ایران و عراق دارد را می توان در دو کلمه خلاصه کرد: مقاومت و بقا، و اولی شرط دومی است.

بنابراین ایران به جای بازنگری سیاست هسته ای برای جلوگیری از تحریم، همچنان به انطباق سیاست های اقتصادی خود برای سازگار شدن با شرایط ناشی از آنها می پردازد. در همین راستا هر آنچه فعالیت از لابی های درون سیستم سیاسی ایران دیده می شود، در جهت اقناع حکومت به تغییر سیاست های اقتصادی و نه برنامه هسته ای بوده است. نکته مهم اینجاست که با آن که بخش های مهمی از پایگاه حکومت ایران از تحریم ها آسیب دیده است اما این آسیب ها در همه گروه های حامی حکومت یکسان نبوده و برخی از آنها اساسا زیانی ندیده اند. موسسه های دولتی و شبه دولتی همچنان بر اقتصاد تسلط دارند و شواهد گواه آن است که جریان های متصل به حاکمیت در موقعیتی هستند که می توانند با دور زدن تحریم ها و یافتن فرصت های جدید زیان وارده به منافع خود را به کمترین حد ممکن برسانند و از این طوفان جان سالم به در ببرند. نتیجه نهایی این است که اقتصاد سیاسی کشور قالبی به خود گرفته که دقیقا در جهت عکس آنچه هدف کشورهای تحریم کننده بوده عمل می کند.

پیامدهای ناخواسته دیگری هم وجود دارد. تحریم هر چه وسیع تر می شود بیشتر شهروندان عادی را مورد هدف قرار می دهد. به رغم تاکید غرب بر مستثنی کردن کالاهای اساسی و انساندوستانه گزارش های زیادی از کمبود اینگونه کالاها به خصوص داروهای ویژه به دست می رسد.

این البته تا حدی از ناکارآمدی حکومت ایران ناشی می شود. اما فقط تا حدی، زیرا تحریم ها با وسعت امروزی خود بناگزیر اثرات هراس انگیز ناخواسته و فزاینده ای دارند. ایرانیان با بحران جدی کمبود ارز رو به رو هستند. شرکت های خارجی از ترس آن که ناخواسته از خط قرمزی عبور کنند، ترجیح می دهند از هر گونه معامله ای، حتی مجاز، با ایران دوری کنند. مخارج مبادلات مالی رو به افزایش است. این شرایط باعث می شود که خشم عمومی به تساوی بین یک رژیم ناکارامد و یک دنیای خارج بی تفاوت نسبت به مشکلات مردم ایران تقسیم شود.

در نهایت تحریم به عنوان یک ابزارفشار دیپلماتیک می تواند زمانی موثر باشد که دورنمایی برای لغو آن در برابر تغییر سیاست وجود داشته باشد. معیار سنجش اثربخشی تحریم ها در آن چیزی است که می توان با پایان تحریم به دست آورد و نه آنچه بر اثر تحریم حادث می شود. در اینجاست که مشکل دیگری نمایان می شود، چرا که در مورد تحریم ایران این دورنما در بهترین تحلیل ناروشن و غبارآلود است. با وجود ماه ها بی میلی به اقرار اثرات مخرب تحریم مقام های ایرانی اکنون به طور فزاینده ای لغو تحریم را به عنوان پیش شرطی برای هر گونه توافق مطرح می کنند. اما این کار در عمل بسیار دشوار است. تحریم ها آن چنان عمیق و پیچیده اند که بدون یک چرخش بزرگ و غیرمحتمل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی امکان دست یابی به آستانه لازم برای لغو تحریم های آمریکا دور از تصور است. بنابراین تنها گزینه موجود  تعلیق و یا معافیت های کوتاه مدت است که در بهترین حالت ممکن است گام های محدود و برگشت پذیری را از جانب ایران به دنبال داشته باشد.

علاوه بر این تحریم ها حیاتی مستقل یافته اند و به پدیده ای تبدیل شده اند که حتی پس از پایان این سیاست می تواند ادامه حیات دهد. علت این است که هنجارهای مهم تجاری و مصرفی به علت تحریم دگرگون شده اند. شرکت های خارجی که با تحمل هزینه زیاد از بازار ایران خارج شده اند، دست کم در نبود اطمینان کافی از پایدار بودن لغو مجازات ها، به راحتی به این بازار باز نخواهند گشت.

و در نهایت یک خطر بزرگ دیگر هم در این میان وجود دارد: با گذاشتن همه تخم مرغ ها در سبد تحریم، شکست این سیاست عملا جنگ را به تنها گزینه تبدیل می کند.

همه این ها الزاما نافی تحریم به عنوان یک ابزار سیاست نیست. حتی در مورد ایران نمی توان این امکان را نادیده گرفت که بدون تحریم ها ایران ممکن بود پیشرفت بیشتری در زمینه برنامه هسته ای کند. تحریم هنوز در مقابل رویارویی نظامی گزینه بهتری ست. اما تجربه کنونی دست کم به ما می آموزد که در اعمال تحریم ها باید عقلانی تر و محتاطانه تر عمل کرد؛ وقتی تحریم های موجود عمل نمی کنند باید از وسوسه تشدید آنها دوری جست؛ پیامدهای اجتماعی و اقتصادی تحریم ها باید به طور دائم مورد بازبینی قرار گیرد و سیاست تحریم باید این انعطاف و چابکی را داشته باشد که بتوان از آن و به خصوص با لغو آن - روند مذاکرات را زمانی که به جای اره ای زنجیری ضخیم به چاقوی ظریف نیاز است، در سمت دستیابی به هدف اولیه پیش برد.

در حال حاضر برای یک چرخش کامل در سیاست تحریم ایران دیگر دیر شده است. رژیم تحریمی عظیمی وضع شده و دورنمای لغو کامل آن وجود ندارد. چالش پیش روی گروه 5+1 (پنج عضو دایمی شورای امنیت به اضافه آلمان) تدوین یک بسته پیشنهادی انگیزه ساز است که هم از نظر سیاسی و هم از نظر قانونی واقع بینانه باشد و بتواند همزمان نگرانی های ایران را برطرف سازد. در مقابل چالش ایران در این است که بتواند پاسخ مناسبی بدهد.

توصیه ها 

برای حل بحران کمبود دارو در ایران

به دولت ایران:

1.  افزایش کارایی سامانه تخصیص ارز، صدور مجوز و رویه های گمرکی برای واردات دارو.

به دولت ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا:

2.  ارایه رهنمودهای روشن به موسسه های مالی با تاکید براین که انجام فعالیت های تجاری مربوط به امور انسان دوستانه مجاز است و مشمول مجازات نخواهد شد.

3.  اجازه درگیر شدن یک نهاد بین المللی به عنوان واسطه برای تامین داروهای ویژه برای ایران را در نظر بگیرید.

برای ادامه مذاکرات هسته ای و تقویت امکان موفقیت

به کشورهای 5+1 [اعضای دایمی شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان] و دولت ایران:

4.  توافق در انجام مداوم و بی وقفه مذاکرات در سطح فنی برای دستیابی به یک توافق گام به گام و در این راستا در نظر گرفتن امکان استقرار یک گروه تماس در وین و یا استانبول برای ارتباط مرتب.

5.  پذیرش رسمی حق ایران در غنی سازی اورانیوم برای اهداف صلح آمیز و در خاک خود و همزمان تعهد این کشور به صلح آمیز ماندن  این برنامه.

به دولت های ایران و آمریکا

6.  انجام مذاکرات دوجانبه در حاشیه ملاقات های 5+1 و یا به طور موازی با آن برای حل مشکل فوری غنی سازی 20 درصدی

برای دستیابی سریع به توافقی در مورد موضوع غنی سازی 20 درصدی

به گروه 5+1 و دولت ایران

7.  تلاش برای یک توافق که بر اساس آن:

الف-    ایران برای یک مدت اولیه 180 روزه غنی سازی 20 درصدی اورانیوم را متوقف و موجودی کنونی اورانیوم 20 درصدی خود را به میله های سوخت هسته ای تبدیل می کند.

ب-     اعضای 5+1 ایزوتوپ های پزشکی مورد نیاز ایران را تامین می کنند، اعمال هرگونه تحریم جدید را متوقف می کنند، برخی از تحریم های موجود (به عنوان مثال ممنوعیت فروش فلزات گرانبها و فلزات نیمه تمام به ایران و یا ممنوعیت بازگرداندن درآمدهای حاصل از فروش نفت ایران به کشور) را برای مدت 180 روز لغو می کنند و برخی از دارایی های مسدود شده ایران را آزاد می کنند.

برای حل مساله فردو

به گروه 5+1 و دولت ایران:

8.  تلاش برای یک توافق که بر اساس آن:

الف)    ایران از نصب بیشتر سانتریفوژ های پیشرفته در فردو خودداری می کند و اقدام های شفاف دیگری، مانند استفاده از این مرکز فقط برای اهداف تحقیق و توسعه و اجازه استقرار بازرس آژانس بین المللی انرژی اتمی در محل و یا نصب دوربین های کنترل از راه دور، را انجام می دهد.

ب )    گروه 5+1 تحریم های مربوط به صنعت پتروشیمی ایران را لغو می کند و به کشورهای وارد کننده اجازه ادامه حفظ سطح فعلی واردات نفتی از ایران را می دهد.

برای دستیابی به یک توافق درازمدت تر

به گروه 5+1 و دولت ایران:

9.  دستیابی به یک توافق که بر اساس آن:

الف)    ایران حجم ذخیره اورانیوم غنی شده 5 درصدی را محدود می کند و میزان اضافه بر آن را به میله های سوخت هسته ای تبدیل می کند؛ پروتکل الحاقی آژانس بین المللی انرژی اتمی را می پذیرد و کد 3.1 را اعمال می کند؛ و

ب)     اعضای 5+1 فن آوری مدرن تولید سوخت هسته ای را در اختیار ایران قرار می دهند؛ محدودیت های مالی را لغو می کنند؛ به تحریم های اعمال شده بر صادرات نفت پایان می دهند، گروه 5 (پنج عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد)، به محض حل مسایل میان ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی، قطعنامه جدیدی را برای لغو تحریم های بین المللی علیه ایران، به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه می کند

برای عقلانی تر کردن فرآیند اعمال تحریم های آتی در مورد کشورهای ثالث

به آمریکا و اتحادیه اروپا:

10.  ایجاد مکانیسم مستقل برای ارزیابی و بازبینی دائمی پیامدهای اجتماعی و اقتصادی تحریم ها هم قبل و هم در طول اعمال آنها برای جلوگیری از عواقب ناخواسته که به عموم مردم صدمه می زنند و یا باعث افتادن در چرخه دایمی افزایش مجازات ها می شوند.

11.  پرهیز در حد امکان از اعمال تحریم های چند سویه فاقد هدف روشن استراتژیک و راهبرد خروج.

واشنگتن/ بروکسل، 25 فوریه 2013
 

 

Download Report