مقدمه

در شكل گیری سیاست خارجی هر كشوری مجموعه ای از عوامل در سطوح داخلی ، ملی و بین المللی نقش دارند كه برآیند كنش و واكنش این عوامل به صورت برونداد و به نام "سیاست خارجی" ارائه می گردد. سیاست خارجی ایالات متحده آمریكا نیز برآیند چنین فرآیندی است و از بر هم كنش سه سطوح مذكور نشأت می گیرد. بر اساس نظریات روابط بین الملل یكی از سطوح مهم در تحلیل سیاست خارجی ایالات متحده آمریكا ، سطح داخلی است كه به بررسی نقش احزاب دموكرات و جمهوری خواه ، رهبران و سیاستمداران برجسته ، كنگره ، افكار عمومی ، صاحبان صنایع بزرگ ، اتاق های فكر و گروه های فشار در شكل گیری سیاست خارجی می پردازد. در این میان هنگامی كه بحث از سیاست خارجی آمریكا در منطقه خاورمیانه به میان می آید موضوع نقش لابی صهیونیستی در میان سایر عوامل ، برجسته تر و پررنگ تر است.

واقعیت آن است كه اسرائیل از نیم قرن قبل ، همواره با مشكلات حاد امنیتی مواجه بوده و اینك در شرایط ملتهب و پر تنش پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی ، با فضای مناسبی برای پیگیری اهداف خود مواجه شده است. چرا كه منافع این رژیم در محیطی نا آرام و پرچالش تأمین می گردد.

مبارزه جهانی با تروریسم در پی حوادث تروریستی در آمریكا ، شرایط را برای سركوب كامل فلسطینی ها و نادیده گرفتن حقوق انسانی آنان ، برای دولت اسرائیل فراهم آورده است. در تنیدگی سرنوشت اسرائیل به آمریكا تردیدی نیست ، به گونه ای كه امروز بقا و زوال این حكومت نامشروع به سرنوشت ایالات متحده بند شده است ولی آنچه تا اندازه ای غیرعادی جلوه می كند تأثیرگذاری شگرف و عمیقی است كه رژیم اسرائیل و محافل وابسته به آن بر تصمیم گیری ها و خط مشی های ایالات متحده دارند به گونه ای كه این مطلب را به ذهن انسان متبادر می كند كه آمریكا مولود و دست پرورده رژیم اسرائیل است نه اسرائیل فرزند و وابسته به آمریكا.

یكی از این ابزارهای مهم و قوی ، لابی رژیم صهیونیستی در آمریكا است كه به دو صورت لابی رسمی و غیر رسمی فعالیت می كند. لابی رسمی شامل سازمان ها و گروه های سازمان یافته یهودی و صهیونیستی می شود كه در تصمیم گیری های مجلس قانون گذاری آمریكا و دستگاه حاكمه آمریكا ، به طور مستقیم ، اعمال فشار می كنند و مهم ترین آن ها ، كمیته روابط عمومی آمریكایی اسرائیلی "آیپك" و " كنگره جهانی یهودیان" است. لابی غیر رسمی نیز دربرگیرنده مشاركت گسترده یهودیان در انتخابات و حضور یهودیان در پست های حساس آمریكا می شود.

كمیته امور عمومی آمریكا و اسرائیل "آیپك" چیست؟

جمعیت یهودیان آمریكا در حدود شش میلیون نفر برآورده شده كه كمتر از دو درصد از كل جمعیت این كشور را تشكیل می دهد اما یهودیان آمریكا با ایجاد تشكل های مهم و ارتباط كامل بین منافع آمریكا و صهیونیسم ، به یكی از بانفوذترین گرو ه های تاثیرگذار در سیاست خارجی دولت آمریكا تبدیل شده اند. آن ها یكی از اهداف خود را نفوذ در كانون های قدرت ایالات متحده تعیین نموده اند. از میان ۲۸۱ سازمان یهودی و ۲۵۰ اتحادیه منطقه ای ، یكی از مهم ترین لابی های یهودیان در آمریكا ، كمیته امور عمومی آمریكا و اسرائیل موسوم به "ایپك" می باشد كه از دهه ۱۹۵۰ شروع به فعالیت نموده و از همان بدو تاسیس ، هدف خود را مبارزه برای تصویب قواینی در جهت حمایت از اسرائیل اعلام كرده است. سازمان ایپك مادر تمامی سازمان های یهودی آمریكا و در واقع بزرگ ترین آن هاست.

این سازمان مسئول هماهنگی و برنامه ریزی جهت فعالیت تمامی سازمان های یهودی آمریكا و همچنین مسئول اصلی جمع آوری كمك و اعانه برای اسرائیل به شمار می رود كه با ارتباط تنگاتنگ با بیش از ۶۰ اتحادیه دیگر، مسئول ایجاد كانال های جدید برای نفوذ رژیم صهیونیستی نیز می باشد. این كمیته دارای دفاتر و مراكز منطقه ای در سراسر آمریكا و اروشلیم می باشد كه هر یك تحت مدیریت یك نفر اداره می شود. هر كدام از این دفاتر دربرگیرنده چند شعبه می باشند كه امور آن ها را با دفتر مركزی هماهنگ می كند.

بخش های مهم این سازمان عبارت اند از:

۱ . حوزه قانونگذاری

۲ . سیاست خارجی

۳ . امور سیاسی

۴ . بخش ارتباطات

۵ . بخش توسعه و گسترش (عضوگیری)

۶ . رهبری سیاسی

مقر اصلی ایپك در "كاپیتال هیل واشنگتن دی سی" می باشد و این موقعیت ، امتیاز ویژه ای را برای دستیابی و دسترسی سهل تر به هرم قدرت به این سازمان داده است.

یپك اعضای خود را از بین صهیونیست ها (یهودیان و غیریهودیان) گزینش می كند كه همه آن ها در یك چیز اتفاق نظر دارند و آن حمایت از اسرائیل و كانالیزه كردن سیاست خارجی آمریكا در راستای منافع این رژیم می باشد. زمانی كه از اعضا و عناصر سازمان ایپك سخن به میان می آید ، فهرستی طولانی از اسامی افراد و اشخاص بانفوذ در سیاست خارجی آمریكا به چشم می خورد. روزنامه نیویورك تایمز این سازمان را موثرترین سازمان در رابطه با روابط آمریكا و اسرائیل اعلام می كند. "شیمون پرز" وزیر امور خارجه اسرائیل نیز در مورد اهمیت آن می گوید: «ما به ایپك به عنوان بزرگ ترین پل ارتباطی بین مردم آمریكا و دولت اسرائیل نیازمندیم» ایپك یك كنفرانس سالانه برگزار می نماید و در آن به تعیین خط مشی كلی كمیته می پردازد كه این خط مشی ها با جلسات و برنامه های آموزشی مختلفی همراه است كه محیط مناسبی برای آموزش اعضاء و آشنایی آنها با فرایند لابی گری می باشد.

ساختار ایپك و اعضای آن

اگرچه تا سال ۱۹۵۹ نامی از كمیته امور عمومی اسراییل و آمریكا "ایپك" برده نمی شد ولی این لابی عملا از سال ۱۹۵۱تشكیل گردیده بود. هدف اولیه این لابی افزایش كمك اقتصادی امریكا به اسراییل بود. "كنن" بنیانگذار ایپك در سال ۱۹۵۱ می نویسد «اسراییل به كمك اقتصادی آمریكا نیاز داشت تا بتواند انبوه مهاجرین را جذب كند و در ضمن به اقتصاد خود رونقی ببخشد» وی همچنین در جای دیگری توضیح بیشتری داده و می نویسد: "متاسفانه وزارت امور خارجه آمریكا با هر كمكی به اسراییل مخالفت می نمود زیرا از عكس العمل اعراب ترس داشت. خط مشی سیاسی امریكا در آن زمان بر این نكته تاكید داشت كه دادن هر نوع كمك به اسراییل موجب خواهد شد اعراب در جنگ سرد به شوروی بپیوندند. به هر حال موضع منفی وزارت خارجه ما را مجبور می كند تا از كنگره كمك بگیریم"

"كنن" ابتدا نام كمیته ای را كه برای حمایت از اسراییل تشكیل داده بود« كمیته صهیونیستی آمریكا برای امور عمومی» نهاد اما در سال ۱۹۵۹تحت فشار گروه ها و سازمان ها ی غیر صهیونیستی ، نام لابی خود را به كمیته امور عمومی آمریكا و اسراییل" ایپك" تغییر داد. "كنن" درباره اقدامات اولیه اش برای بوجود آوردن كمیته امور عمومی چنین می نویسد: "ما تمام سازمان های یهودی اعم از صهیونیستی و غیر صهیونیستی را در لیست قرار دادیم ، سازمان هایی كه خود مایل به لابی در كنگره نبودند ولی در عین حال تمایل نداشتند كه درب های كنگره را بر روی ما بگشایند"

وقتی كه در سال ۱۹۵۹نام كمیته امور عمومی آمریكا و اسراییل انتخاب گردید ، یك شورای ملی مركب از نمایندگان محلی و رهبران سازمان های یهودی برای آن تشكیل داده بود.این شورا از افرادی تشكیل می گردید كه شدیدا علاقمند به انجام اقدامات حمایتی از اسراییل بودند و یا می توانستند برای كمیته اعانه جمع آوری نمایند و یا از روابط دوستانه خود با افراد كنگره به نفع اسراییل استفاده نمایند. كمیته اجرایی كه عملا مجری اهداف كمیته است به نحو بسیار گسترده ای سازماندهی شد ، و در حال حاضر روسای ۳۸ سازمان یهودی در آن عضویت دارند و به عبارت دیگر تشكیلاتی است كه معرف ۵/۴ میلیون یهودی است.

مراكز منطقه ای كمیته مسئول هماهنگی اعضاء محلی و كاركنان كمیته در واشنگتن می باشند ، اعضاء سالیانه ۳۵ دلار حق عضویت می پردازند و تعداد اعضای آن به ۶۰ هزار نفر می رسد كه هر ساله در حال افزایش است.

نقش كلیدی را در كمیته امور عمومی امریكا و اسراییل "ایپك" مدیر اجرایی به دست دارد ، این پستی است كه از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۷۴ در اختیار كنن بود. پست ریاست كمیته عمومی آمریكا و اسراییل معمولا به اشخاص ثروتمند ، با نفوذ و مورد احترام سازمان های یهودی سپرده می شود.

فعالیت های ایپك در راستای اهداف صهیونیسم

شاید بتوان گفت سازمان ایپك در حال حاضر بیشترین نقش را در راستای اصلی ترین هدف صهیونیسم بین الملل كه همانان سلطه جهانی است عهده دار می باشد. تمام راهكارهایی كه صهیونیست ها ارائه داده و به دنبال اجرای آن تلاش های فراوانی انجام نیز داده اند ، در جهت دستیابی به نقطه ای بوده ، كه از آن بتوانند هر خواسته و مطالبه ای را استحصال نمایند.

این هدف با ایجاد نفوذی كه سازمان های سیاسی صهیونیستی و در راس آن ها ایپك ایجاد نموده و از آن نهایت استفاده را نیز می نمایند ، تا اندازه ای محقق شده است و مقدمات سلطه همه جانبه را فراهم نموده است.

هر چند ممكن است این نظر كه ایده دهكده جهانی از سوی صهیونیسم بین الملل طرح و یا تقویت می گردد ، طرفدار چندانی نداشته باشد ولی با توجه به قرائن و شواهد موجود به جرات می توان گفت كه پشت این طرح (هر چند به صورت القایی) سازمان های صهیونیستی قرار دارد كه مجریان آن لابی های صهیونیستی و از جمله ایپك خواهند بود ، چرا كه با محقق شدن این برنامه و تقویت ایالات متحده به عنوان قدرتی صهیونیستی كه می تواند نقش كدخدایی این دهكده را برعهده بگیرد ، غایی ترین هدف صهیونیست ها به تحقق نزدیك خواهد گردید.

فعالیت های ایپك در قبال اسرائیل

۱ . كمك به بقاء اسرائیل با ادعای تنها كشور دموكراتیك خاورمیانه!!!

۲ . حمایت از اسرائیل در مقابل تهدیدات احتمالی

۳ . تربیت نسل آینده رهبران حامی و طرفدار اسرائیل

۴ . آموزش كنگره ایالات متحده در خصوص روابط اسرائیل و آمریكا

۵ . تقویت اسرائیل از طریق كمك های نظامی

۶ . تشویق سیاستمداران آمریكا در جهت بزرگ جلوه دادن خطر تروریسم در منطقه

۷ . توسعه روابط ایالات متحده و اسرائیل

۸ . حمایت از به رسمیت شناخته شدن بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل

۹ . تلاش برای پیگیری اهداف اسرائیل در سازمان ملل

۱۰ . حمایت از پروسه صلح خاورمیانه ، با فشار بر دولت آمریكا به نحوی كه منافع اسرائیل را تامین نماید

لوایحی كه تا كنون با تلاش این لابی قوی صهیونیستی و به نفع اسرائیل در كنگره به تصویب رسیده است ، به بیش از صد مورد بالغ می شود كه فقط یك مورد آن تصویب مبلغ سه میلیارد دلار برای امنیت اسرائیل و ایجاد یك سیستم تدافعی توسط این رژیم در برابر سلاح های غیرمتعارف می باشد.

اعمال نفوذ در ساختار تصمیم سازی دولت ها

از مهم ترین كاركردهای ویژه یهودیان در طول تاریخ ، نزدیك شدن به حاكمان جوامع و اعمال نفوذ در ساختار دولت ها و قشر تصمیم ساز بوده است. شخصیت های یهودی در یك تلاش سازماندهی شده سعی در اشغال پست های كلیدی در كشورهای قدرتمند جهان به ویژه در ایالات متحده و روسیه را داشته اند. حضور گسترده رجال سیاسی یهودی در ساختار حاكمیت آمریكا و اعمال نفوذ آن ها در سده گذشته ، چه در زمان دموكرات ها و چه در زمان جمهوری خواهان امری واضح و روشن است.

در جدیدترین آماری كه كارشناسان اروپایی تهیه و روزنامه الوطن آن را منعكس نموده اند ، آمده است كه بیش از ۱۰۰۰ تن از سیاستمداران و دست اندركاران در سیاست خارجی آمریكا را یهودیان تشكیل می دهند. این امر در كنار سیطره یهودیان به رسانه های ارتباط جمعی و منابع اقتصادی ، این سوال را برمی انگیزد كه چگونه و چرا كمتر از ۲ درصد از كل جمعیت ایالات متحده بر بیش از ۹۸ درصد دیگر استیلا یافته اند.

یهودیان روسیه نیز از دیرباز مترصد به دست گرفتن قدرت و هم مهار نمودن مخالفت كلیسای ارتدوكس با یهودیان بوده اند. در دهه اخیر یهودیان آنچنان در اركان حاكمیت در روسیه ریشه دوانیده و حضور ملموس پیدا كرده اند كه یهودیان آمریكایی به آن ها تذكر داده اند كه اگر به این نحو پیش بروند موجبات بروز حساسیت ملت روسیه را فراهم خواهند آورد.

در خصوص نقش رجال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی یهودیان در روسیه اطلاعات و نظریات متعددی وجود دارد منجمله پیرامون نقش یهودیان در انقلاب بلشویك ها در سال ۱۹۱۷ (كه از مجموع ۵۴۳ مسئول بلندپایه شوروی در سال ۱۹۲۱، حدود ۴۴۷ نفر یهودی بوده اند) و همچنین نقش یهودیان در فراهم آوردن بستر بروز پروستریكا و گلاسنوست قبل از فروپاشی شوروی ، حضور گسترده نمایندگان یهودی در مجالس كشورهای اروپایی و همچنین در پارلمان اتحادیه اروپایی و به خصوص سیستم بروكراسی امریكا نیز در همین ردیف قرار می گیرد.

منابع قدرت یهودیان آمریكا

الف) سه ویژگی عمده یهود شامل انسجام ، سازماندهی ، سطح نخبگی و ویژگی های كیفی موجب گردیده كه جامعه یهود برای هر اقدامی پتانسیل لازم را در اختیار داشته باشد. یهودیان عمدتا مالكان شركت ها و موسسات بزرگ اقتصادی و تجاری در امریكا هستند و با در اختیار داشتن بنگاههای رسانه ای بزرگ فضای افكار عمومی امریكا را به سود اسراییل شكل می دهند.

ب) لابی یهودیان توانسته است با اعمال نفوذ و تخصیص منابع مادی و معنوی لازم ، اهداف یهودیان را در فرآیند تصمیم سازی های آمریكا محقق كند. هسته مركزی این لابی از یهودیان امریكایی تشكیل شده است كه در زندگی روزانه خود به شكل چشمگیری تلاش می كنند تا سیاست خارجی امریكا را به سمت و سویی گرایش دهندكه به پیشبرد منافع اسراییل بیانجامد. فعالیت های آنان فراتر از رای دادن صرف به كاندیداهای طرفدار اسراییل ، نامه نگاری ، اعطای كمك های مالی و حمایت از سازمان های یهودی به تحت تاثیر قرار دادن مراكز تصمیم سازی و اجرایی در داخل آمریكا به اتخاذ مواضع به سود اسراییل و در اختیار گذاشتن به طور مثال مدرن ترین تكنولوژی ها و سلاح هابه این رژیم نیز گسترش می یابد.

ج) رسانه ها به عنوان بازوی قدرتمند اقناع افكار عمومی در آمریكا ، در دست یهودیان قرار گرفته است. بر این اساس بسیاری از بزرگترین بنگاهای رسانه ای امریكا در برنامه های خود آشكارا موضع حمایت از اسراییل و سیاه نمایی درباره فلسطینی ها را اتخاذ می كنند و به صراحت بر رویكرد جانبدارانه خود نسبت به اسراییل صحه می گذارند.

د) قدرت تاثیر گذاری یهودیان بر نمایندگان و تصمیم سازان در قوای مقننه و مجریه آمریكا است ، بر این اساس به عنوان یكی از منابع تاثیرگذاری یهودیان در امریكا ، آنان با نفوذ خود در دستگاه اجرایی و كنگرهآمریكا مانع از تصویب هرگونه قوانینی می شود كه منافع اسراییل را در معرض تهدید قرار دهد. علاوه بر این اسراییل با اعمال نفوذ خود خصوصا در كنگره همواره توانسته است قوانین و تحریم هایی را علیه سرسخت ترین دشمنان خود به ویژه جمهوری اسلامی ایران وضع نماید و از این طریق این كشورها را وادار می كند هزینه مخالفتشان را با اسراییل پرداخت نمایند.

بدین ترتیب، اعمال نفوذ یهودیان آمریكا و تاثیر آنها بر سیاست مداران آمریكایی نقش بسیار مهمی در حمایت آمریكا از اسراییل ایفا نموده است. اسراییل با استفاده از پشتیبانی آمریكا سعی در تحمیل نظم مورد علاقه خود بر سایر كشورهای منطقه دارد. در همین راستا ، این كشور در روند مذاكرات صلح كه با اعراب از سال ۱۹۹۲ در كنفرانس مادرید آغاز شده است تاكنون موفق شده بسیاری از خواست های خود را در مقابل امتیازاتی اندك به اعراب بقبولاند. آمریكا در این مذاكرات به ظاهر نقش میانجی را برعهده دارد و عموماً به نفع اسراییل موضع می گیرد و پیشبرد اهداف این كشور را مورد توجه قرار می دهد.

میزان نفوذ آیپك در ساختار های ایالات متحده

ایالات متحده ،حكومت چند شاخه ای دارد كه راه نفوذ را برای اعمال نفوذ در سیاست آن باز می گذارد . از این رو گروههای نفوذ می توانند از راههای مختلفی سیاست آن را شكل دهند برخی از این راهها را می توان به صورت اعمال فشار بر نمایندگان انتخاب شده و اعضای قوه مجریه ، كمك مالی ، رای دادن در انتخابات ، شكل دادن به افكار عمومی و ….نام برد. در این میان گروههای فشار حامی اسراییل خصوصا ایپك توان بالایی در بازیگری در عرصه سیاسی امریكا بر خوردار هستند.

ایپك برای جلب حمایت امریكا از اسراییل ، دو استراتژی عمده را تعقیب می كند

اولا از نفوذ فراوانی در واشنگتن برخوردار است كه به آن وسیله هم كنگره و هم قوه مجریه را به حمایت از سیاست های اسراییل وادار می كند و نظرات شخصی یك قانونگذار و یا سیاستگذار هر چه باشد ایپك تلاش دارد حمایت از اسراییل را یك انتخاب خوب جلوه دهد.

ثانیا اینكه ایپك می كوشد بوسیله تكرار افسانه هایی درباره اسراییل و تاسیس ان ، وجهه مثبتی از اسراییل را به معرض نمایش بگذارد.

یك ركن اساسی كار آمدی ایپك ، نفوذ آن در كنگره ایالات متحده است جایی كه اسراییل عملا از هرگونه انتقادی مصون است . با وجودی كه كنگره هرگز از بحث درباره مسائل بحث انگیز پرهیز نمی كند ولی زمانی كه مسئله ای راجع به اسراییل باشد ، منتقدان احتمالی خاموش می شوند و بندرت بحث و گفتگویی صورت می گیرد. ایپك خود به تنهایی هسته مركزی نفوذ لابی صهیونیست را در كنگره ایالات متحده شكل می دهد . موفقیت ایپك به دلیل توانایی در پاداش دادن به قانونگذاران و نامزدهای كنگره حامی برنامه های آن و توانایی مجازات مخالفان برنامه هایش است. نفوذ ایپك در كنگره حتی از این هم فراتر است . با توجه به اظهارات "داگلاس بلام فیلد" ، عضو سابق شورای مركزی ایپك برای اعضای كنگره امری عادی است كه وقتی نیازمند اطلاعات هستند ، قبل از مراجعه به كتابخانه كنگره ، سرویس پژوهشی كنگره ، كارمندان كمیته و كارشناسان دولت ، ابتدا به ایپك مراجعه كنند.

ایپك همچنین نفوذ فراوانی در قوه مجریه ایالات متحده امریكا دارد. این قدرت تا حدودی از تاثیر رای دهندگان یهودی در انتخابات ریاست جمهوری امریكا ناشی می شود . یهودیان علیرغم تعداد اندكشان ، كمك های مالی زیادی در اختیار نامزدهای هر دو حزب قرار می دهند . یك بار واشنگتن پست ارزیابی كرد كه نامزدهای ریاست جمهوری از حزب دموكرات برای تامین تا ۶۰درصد پول مورد نیاز جهت انتخابات به حامیان یهودی وابسته هستند. بعلاوه میزان شركت كنندگان یهودی در انتخابات بالاست و آنها در ایالت های مهمی چون كالیفرنیا ، فلوریدا ، ایلینویز ، نیویورك و پنسلوانیا ، متمركز شده اند. چون رای یهودیان در انتخابات نزدیك ، اهمیت دارد نامزدهای ریاست جمهوری ، خیلی مراقب هستند تا دشمنی رای دهندگان یهودی را بر نیانگیزند.

علاوه بر نفود در سیاست های دولت ، ایپك می كوشد به افكار عمومی درباره اسراییل و خاورمیانه نیز شكل دهد. ایپك ، مباحثه آزاد درباره مسائل مربوط به اسراییل را نمی خواهد ، چرا كه چنین مباحثه ای ممكن است باعث شود تا امریكایی ها سطح حمایت فعلی اشان را از اسراییل مورد پرسش قرار دهند . از این رو ایپك و سایر سازمان های طرفدار اسراییل بشدت فعالیت می كنند تا رسانه ها ، گروهی متفكران و دانشگاهیان را تحت نفوذ قرار دهند ، چرا كه این نهادها در شكل دادن به افكار عمومی ، نقش بسزایی دارند.

اهمیت آیپك برای ایالات متحده

ایپك به عنوان سازمانی كه اعضای آن كنترل بسیاری از شركت ها و موسسات اقتصادی بزرگ را در امریكا در اختیار دارند دارای اهمیت بسیاری برای سردمداران این كشور است این لابی دارای ۶۰ هزار عضو ثروتمند است كه دارای بودجه سالانه شصت میلیون دلاری می باشد و بر بسیاری از رسانه های امریكا نفوذ و بلكه سلطه دارد بطوری كه گفته می شود هر موسسه رسانه ای كه بر خلاف مصالح اسراییل عمل نماید به سهولت از سوی امپراطوری رسانه ای صهیونیستها در امریكا به ورشكستگی كشیده می شود. ایپك در ابتدا بی سر و صدا و مخفیانه عمل می كرد ، اما از زمان جنگ اكتبر ۱۹۷۳به شبحی ترسناك در عرصه سیاسی تبدیل شد كه سیاستمداران و مردان حكومتی امریكا از شنیدن نام آن به وحشت می افتادند .

روند فعالیت های ایپك در سه مسیر جریان دارد

اول اعضای ایپك ناظر بر قوانینی هستند كه در مورد منافع اسراییل است و انچه كه در كمیسیون های كنگره در دست بررسی قرار دارد.

دوم اعضای ایپك كه تعداد آنها به ۶۰ هزار نفر می رسد بر ایالت ها و مناطقی كه در آن ساكن هستند یا در خود واشنگتن فشارهای سیاسی بر اعضای كنگره وارد می كنند.

سوم فعالیت واحد بین ایپك و سازمان های صهیونیستی دیگر كه تضمین كننده حمایت بیشتری از سوی اقلیت یهودی كل امریكا نسبت به آنان است.

در واقع بایدگفت كه اهمیت ایپك برای امریكا و سران آن ارتباط كاملی با اهمیت اسراییل برای امریكا دارد یعنی هر اندازه اسراییل دارای اهمیت و جایگاه در نزد مقامات امریكا می باشد به همان اندازه منافع ایپك نیز تامین می شود ایپك بارها اعلام كرده است كه آمریكا و اسراییل به منظور مقابله با تهدیدات مشترك همكاری عمیق استراتژیك دارند و همكاری امریكا و اسراییل در جهت دفاع در برابر تهدیدات مشترك نسبت به هردو ملت اهمیت فوق العاده و فزاینده اش را به اثبات رسانده است و اسراییل وفادارترین متحد امریكا علیه تروریسم بین المللی است.

در حالی كه برخی معتقدند حمایت مداوم و مستمر ایالات متحده از اسراییل به عنوان یك متحد مهم ناشی از موقعیت استراتژیك و ثبات سیاسی و نیز امتیازات تكنولوژی و نظامی آن است اما دیدگاهی دیگر بر ان است كه پشتیبانی از اسراییل ممكن است منافع استراتژیكی در گذشته به بار اورده باشد لیكن این منافع در سالهای اخیر به شدت تنزل كرده در حالی كه هزینه های اقتصادی و دیپلماتیك آن افزایش یافته است كه از محل حق عضویت ها و كمك های مالی كه افراد و سازمان ها می پردازند پرداخت می گردد.

تاثیر آیپك بر تغییر سیاست های ایالات متحده

نفوذ و تاثیر گذاری ایپك به گونه ای بوده است كه در موارد بسیار مقامات امریكایی را برآن داشته است برغم میل خود سیاست هایشان را به سود اسراییل تغییر دهند این امر زمانی مشهودتر می شود كه ببینیم دو رییس جمهور اخیر آمریكا یعنی بوش و اوباما با وجود وعده های خود مبنی بر حمایت از تشكیل كشور مستقل فلسطینی تحت فشارها و جوسازی های ایپك مجبور به تغییر مواضع و بازگشت از سخنانشان در حمایت از تشكیل كشور مستقل فلسطینی شده اند.

در شرایطی كه بوش پس از اشغال عراق و در برنامه ای به عنوان نقشه راه برای حل منازعه فلسطینی ها و اسراییل قول داده بود از تاسیس كشور مستقل فلسطین حمایت كند دیری نپایید كه با خشم و نگرانی لابی ایپك مجبور به صرفنظر از این موضوع گشت و پرونده تشكیل كشور مستقل فلسطینی را بار دیگر به بایگانی فرستاد.

همچنین اوباما رئیس جمهوری فعلی آمریكا ، در نشست سالانه كمیته امور عمومی آمریكا و اسرائیل "ایپك" نه تنها راه حلی برای بحران خاورمیانه به همراه نداشت، بلكه نارضایتی ملت های مسلمان منطقه را برانگیخت. این سخنرانی بیش از این كه متوجه ملت های منطقه باشد در راستای كسب حمایت لابی صهیونیستی در آمریكا صورت گرفت. در این سخنرانی رئیس جمهوری امریكا صریحا بر پای بندی كشور خود برای تامین امنیت رژیم اسرائیل تاكید كرد. اوباما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری امریكا در نشست سالانه آیپك تلاش كرد تا رضایت رهبران لابی صهیونیستی را كسب كند. این نشست ثابت كرد كه هیچ رئیس جمهوری در امریكا بدون كسب حمایت لابی قدرتمند صهیونیستی نمی تواند به سادگی وارد كاخ سفید شود. بدون شك، از زمان هری ترومن، رئیس جمهوری وقت امریكا در دوران تاسیس رژیم اسرائیل ، تا كنون هیچ رئیس جمهوری بدون عبور از كانال آیپك وارد كاخ سفید نشده است.

فرجام سخن

بدون شك در اعمال سیاست گذاری در سیستم بروكراتیك امریكا نمی توان نقش لابی های نفوذ و به خصوص نقش لابی های صهیونیستی را نادیده انگاشت لابی هایی كه با در اختیار داشتن عناصر قدرت درونی در امریكا چنان بر كرسی ها بروكراسی امریكا چنبره زده اند كه قدرت اجرایی عملا تا حدود زیادی از انها سلب شده رئیس اجرایی كشور به عنوان بالاتری شخص در مقام كشور به یك عنصر برای چانه زنی و تبادل و توازن قدرت و ثروت در میان الیت های موجود در طبقات سرمایه دار مبدل شده است.

در این میان لابی ایپك به عنوان یكی از قدرت مند ترین لابی های قدرت در امریكا در سیاست های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگ و دیپلماسی ایالات متحده نقش پر رنگی را ایفا می كند. باید در نظر گرفت كه نقش این نهاد قدرتمند در خاورمیانه عموما رویكردی در جهت حفظ هژمونی امریكا در جهت تامین و حفظ منافع اسرائیل را داشته و در واقع این نهاد و سایر نهادهای قدرتمند وابسته به جریان صهیونیسم در امریكا متعهد هستند كه سیاست های ایالات متحده را در جهت منافع اسرائیل در منطقه هدایت نمایند.

 

سینا آذرگشسب