نسخه شماره 3460 - 1393/02/08 -

 مدير کل بورس سازمان امور دانشجويان در گفت‌وگو با «مردم‌سالاري» تشريح کرد:
 جزئيات پرداخت هزينه تحصيلي دانشجويان ايراني خارج از کشور پس از توافق ژنو 
نويسنده : مرجان حاجي حسني

ميدان فردوسي مثل هميشه شلوغ است. شايد از بين رهگذران عجول، يک نفر هم به مجسمه فردوسي توجه نکند. قصه اين آدم‌ها قصه عجيبي است. موج زندگي، آدم‌ها را بالا و پايين مي‌برد؛ درست مثل موج بازار که قيمت سکه و دلار را بالا و پايين مي‌برد. آدم‌ها به رنج‌هايشان فکر مي‌کنند و هيچ‌کس به ياد نمي‌آورد که فردوسي هم روزگاري گفته «بسي رنج بردم در اين سال سي».

قصه رنج آدم‌ها تمامي ندارد، قصه بالا و پايين شدن‌ها هم! به بالا و پايين شدن زندگي که فکر مي‌کنم، چشمم به صرافي‌هاي آن طرف ميدان فردوسي مي‌افتد. تا چند وقت پيش چه هياهويي داشت اين بازار! انگار از تکاپو افتاده اين روزها.

اما کمي آن سوتر، دورتر از صرافي‌ها، يک ساختمان بلند هست که هنوز تکاپوي دلار و ارز در آن جريان دارد. شايد بي‌ربط به نظر برسد؛ درست مثل قصه فردوسي و دلار! اما واقعيت اين است که توي اين دنيا هيچ چيز بي‌ربط نيست و همه چيز به هم وابسته است. درست مثل سازمان دانشجويي و ارز!

اين ساختمان بلند، سازمان دانشجويي کشور است. در ورودي جنوبي اين ساختمان ازدحام جمعيتي به چشم مي‌خورد که توجهم را جلب مي‌کند؛ جايي شبيه به بانک در سازمان دانشجويي!

مراجعينش اما خيلي جوان به نظر نمي‌رسند و سن و سالشان به دانشجو نمي‌خورد. جلوتر که مي‌روم متوجه مي‌شوم آنها پدر و مادرهايي هستند که فرزندانشان در خارج از کشور مشغول به تحصيل هستند و براي دريافت ارز دولتي جهت هزينه تحصيل فرزندانشان به اين سازمان مراجعه کرده‌اند. در ورودي سازمان اما کمي آن طرف‌تر در حاشيه خيابان قرار گرفته.

ساختماني که خيلي جديد به نظر نمي‌رسد و مانند هر سازمان ديگري، طبقات متعددي دارد و هرطبقه چندين اتاق و البته در هراتاق چندين ميز!

از کنار اتاق‌ها يکي‌يکي مي‌گذرم و ميزها يکي‌يکي از جلوي چشمانم عبور مي‌کنند. ميزهايي که شايد افراد زيادي پشت آنها نشسته‌اند و حالا جاي خود را به ديگران داده‌اند.

امانت عجيبي است اين ميز؛ درست مثل دنيا که آدمهايش مي‌آيند و مي‌روند و دنيا فقط به رسم امانت به ديگران مي‌رسد. ياد اين شعر مي‌افتم ناخودآگاه: «زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست، هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد.»

در همين فکرها هستم که در قسمت‌ انتهايي راهروي يکي از طبقات سازمان دانشجويي به يک اتاق مي‌رسم. اينجا اتاق مدير کل بورس سازمان امور دانشجويان، دکتر احمد غلامي است. زمان اين گفت‌وگو قبلا هماهنگ شده، پس وارد اتاق دکتر مي‌شوم.

آنچه مي‌خوانيد حاصل گفت‌وگوي ما با دکتر غلامي در خصوص دانشجويان ايراني خارج از کشور و مسائل مربوط به هزينه‌هاي تحصيلي آنهاست که از زماني که دلار گران شد و پول ايراني، کم ارزش‌تر، به دغدغه دانشجويان وخانواده‌هايشان تبديل شده است.

70 هزار دانشجوي ايراني در خارج از کشور

دکتر احمد غلامي صحبت‌هايش را با تعداد دانشجويان ايراني مشغول به تحصيل در خارج از کشور آغاز مي‌کند و مي‌گويد: درحال حاضر بالغ بر 70 هزار دانشجوي ايراني در خارج از کشور مشغول به تحصيل هستند. اين دانشجويان در مقاطع ليسانس، فوق‌ليسانس و دکترا تحصيل مي‌کنند.

از اين ميزان، تعداد کمي بورسيه هستند و تمامي هزينه‌هاي آنها برعهده دولت است. اين دانشجويان بورسيه وزارت علوم و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي هستند. اما اکثريت دانشجويان اعزام شده به خارج از کشور، با هزينه شخصي خود تحصيل مي‌کنند که بالغ بر 60 هزار نفر از اين دانشجوها در دو مقطع و کارشناسي ارشد و دکترا تحصيل مي‌کنند و بيش از 10 هزار نفرشان در مقطع کارشناسي.

دانشجويان مقطع کارشناسي مشمول خدمات سازمان دانشجويي نمي‌شوند

البته آنگونه که آقاي غلامي مي‌گويد خدمات سازمان دانشجويان فقط شامل حال دانشجويان مقاطع کارشناسي ارشد و دکترا مي‌شود و دانشجويان مقطع ليسانس تحت پوشش خدمات اين سازمان قرار نمي‌گيرند.

اين سازمان تمامي مشخصات دانشجويان مقاطع کارشناسي ارشد و دکترا که در خارج از کشور تحصيل مي‌کنند، اعم از مشخصات فردي، رشته تحصيلي، مقطع تحصيلي، کشور محل تحصيل و... را در اختيار دارد.

به گفته مدير کل بورس سازمان امور دانشجويان، خدمت رساني به اين دانشجويان در اداره‌اي به نام اداره اعزام با هزينه شخصي صورت مي‌گيرد که اين اداره به طور مشخص سه نوع خدمات به دانشجويان ارائه مي‌دهد:

1- معافيت تحصيلي براي دانشجويان پسر مشمول نظام وظيفه

2- صدور مجوز خروج از کشور براي دانشجو

3- ارائه خدمات ارزي

به گفته او، طي سه سال گذشته که نرخ ارز دستخوش نوسانات زيادي شد و بين نرخ ارز دولتي و آزاد تفاوت زيادي ايجاد شده بود از اواخر سال 90، تحت ضوابطي هماهنگ شده بين وزارت علوم و وزارت بهداشت و بانک‌ها، مقرر شد که دانشجويان ايراني خارج از کشور با دريافت‌ نامه از دانشگاه محل تحصيل خود و ارسال به ايران، بتوانند ارز با قيمت مرجع دريافت کنند.

دکتر غلامي در ادامه گفت: تمامي 60 هزار دانشجويي که در مقاطع کارشناسي ارشد و دکترا مشغول به تحصيل هستند، طبق اين ضابطه سالي دوبار با دريافت تائيديه تحصيل از دانشگاه خود مي‌توانند از ارز با نرخ مبادله‌اي يا مرجع استفاده کنند.

همچنين خانواده‌هاي اين دانشجويان مي‌توانند جهت دريافت مقرري دانشجو علاوه بر هزينه تحصيل وي، به سازمان مراجعه کرده و وجه مقرري را به صورت ارز مرجع دريافت کنند.

به گفته مدير کل بورس سازمان دانشجويي، به دليل تحريم‌ها و محدوديت‌هايي که براي بانک‌هاي ما ايجاد شده، خانواده دانشجويان ناچارند ارز دريافت شده از سازمان دانشجويي را از طريق مسافران يا صرافي‌ها براي فرزند خود ارسال کنند.

سالانه 200 هزار صندلي دانشگاه در ايران خالي مي‌ماند

دکتر غلامي اما، به دانشجويان ايراني که در دانشگاه‌هاي خارجي در مقطع ليسانس تحصيل مي‌کنند، اشاره مي‌کند و مي‌گويد: اين دانشجويان از خدمات ذکر شده توسط سازمان امور دانشجويان برخوردار نمي‌شوند. چرا که طبق برآوردهايي که انجام مي‌شود، تعداد صندلي‌هاي خالي در مقطع کارشناسي در داخل کشور هرساله بالغ بر 200 هزار صندلي است و در برخي موارد حتي به 500 هزار صندلي هم مي‌رسد. به اين دليل چون ظرفيت دانشگاه در مقطع ليسانس درکشور خودمان کافي است و رتبه دانشگاه‌هاي ما هم با بسياري از دانشگاه‌هاي دنيا برابري مي‌کند، لذا دولت اين سياست را اتخاذ کرده که اين خدمات به دانشجويان مقطع ليسانس در خارج از کشور ارائه نشود تا دانشگاه‌هاي داخلي در اولويت قرار بگيرند و دانشجويان و خانواده‌هايشان توجه بيشتري به دانشگاه‌هاي داخلي نشان دهند.

پرداخت کمک هزينه به دانشجويان از محل توافقنامه ژنو

اما دکتر غلامي در ادامه وارد بحث جديدي شد و به پرداخت کمک هزينه به دانشجويان ايراني خارج از کشور از محل توافقنامه ژنو اشاره کرد. مدير کل بورس سازمان امور دانشجويان در توضيح اين مساله گفت: وقتي مذاکرات ژنو پيش آمد، در مذاکرات اوليه که نماينده‌اي از وزارت علوم در آن نشست‌ها حضور قطعي نداشت، بحثي مطرح شد مبني براينکه از مقدار ارز جمهوري اسلامي که در بخشي از بانک‌هاي خارجي مشمول تحريم شده و بلوکه شده بود، 400 ميليون دلار را آزاد کنند و اين مبلغ جهت شهريه دانشجويان ايراني خارج از کشور صرف شود. در اين توافقنامه «شهريه دانشگاه» صراحتا قيد شده و تمامي دانشجويان ايراني خارج از کشور را شامل مي‌شود. البته طرف مذاکره‌کننده قيد نکرده که دانشجو در چه مقطع تحصيلي باشد و فقط به پرداخت «شهريه دانشگاه» تاکيد داشته، اما سياست جمهوري اسلامي ايران به ضوابط خود باقي است و از جانب ما اين کمک هزينه فقط شامل حال دانشجويان مقاطع کارشناسي ارشد و دکترا است و شامل دانشجويان مقطع کارشناسي نمي‌شود. طبق اين توافقنامه مقرر شده که در سال 2014، از اعتبارات جمهوري اسلامي که مشمول تحريم است جهت پرداخت شهريه تحصيلي دانشجويان ايراني خارج از کشور، هزينه کنيم.

نحوه پرداخت کمک هزينه تحصيلي

به گفته مديرکل بورس سازمان امور دانشجويان، مکانيزم پرداخت اين کمک هزينه، به گونه‌اي است که بايد پول به حساب دانشگاه محل تحصيل دانشجو ارسال شود. طرف مذاکره‌کننده درخواست ما را جهت پرداخت مقرري به دانشجويان نپذيرفته و اعلام کرده که هيچ گونه مبادله شخصي صورت نگيرد و اگر ليست دانشجو نامشخص باشد و به تائيد دانشگاه محل تحصيل نرسد، بانک‌هاي آنها اقدام به پرداخت پول نخواهند کرد و اين پول فقط براي دانشجوي شناخته شده و به حساب دانشگاه شناخته شده واريز خواهد شد.بنابراين ما ناچار شديم روشي را که قبلا داشتيم تغيير دهيم و به همين دليل در مبلغ پرداختي به دانشجويان مقرري و مخارج زندگي لحاظ نمي‌شود و فقط شهريه دانشگاه از محل اين پول پرداخت خواهد شد.

به گفته دکتر غلامي، نحوه پرداخت اين پول به دانشجويان، راهکار بسيار پيچيده‌اي داشت و با دو بانک از بانک‌هاي ايران که مشمول تحريم نيستند يعني بانک‌هاي سامان و پارسيان و همچنين مسوولين وزارت امور خارجه جلسات متعددي برگزار شد و اطلاعات مربوط به اين کمک هزينه و نحوه دريافت آن در سامانه «نشا» که قابل دسترس براي دانشجويان و خانواده‌‌هاي آنهاست، ثبت شد و در اختيار دانشجويان ايراني در خارج از کشور قرار گرفت.

خانواده‌هاي دانشجويان گله داشتند

دکتر غلامي در ادامه گفت: پس از اعلام نحوه پرداخت کمک هزينه تحصيلي به دانشجويان خارج از کشور، بسياري از خانواده‌هاي آنها گلايه کردند که البته برخي از گلايه‌هاي آنها هم عرف منطقي نداشت. اين خانواده‌ها اظهار داشتند که اين مصوبه ما را دچار مشکل کرده و ما شهريه فرزندمان را به دانشگاه پرداخت کرده‌ايم و حالا که قرار است اين هزينه مستقيم به حساب دانشگاه ريخته شود و به خود ما پرداخت نمي‌شود، ما دچار سردرگمي شده‌ايم.

اين مصوبه، به ايران تحميل شده

مديرکل بورس سازمان دانشجويان در اين زمينه گفت: واقعيت اين است که اين مصوبه از محل توافقنامه ژنو تا حدي به ما تحميل شده و اينطور نيست که اجراي آن کاملا بر عهده ما باشد. خواسته ما اين است که ارز بلوکه شده ما در بانک‌هاي خارجي آزاد شود و اين يکي از شروطي است که طرف مقابل براي آزاد کردن ارز براي ما گذاشته است.

وي گفت: اگر اين مساله اجرا شود و پرداخت شهريه دانشگاه دانشجويان از محل اين پول صورت گيرد، ديگر خانواده‌ها درگير دريافت ارز مبادله‌اي نخواهند بود و مشکل ارسال ارز از طريق مسافر يا صرافي‌ها را هم نخواهند داشت و پول به طور مستقيم به حساب دانشگاه محل تحصيل فرزندشان ارسال خواهد شد.

وي افزود: رئيس سازمان امور دانشجويان، دکتر صديقي، در وين حضور داشتند و با کارشناسان گروه 1+5، مذاکراتي پيرامون پرداخت مقرري به دانشجويان شاغل به تحصيل در خارج از کشور داشتند که اين پيشنهاد از سوي غربي‌ها مورد توافق قرار گرفت و در نهايت موافقت شد که ما کليه دانشجويان مشمول مشغول به تحصيل در خارج از کشور را ليست کنيم و در اختيار آنها قرار دهيم.

بنابراين ما دانشگاه‌هاي پذيراي دانشجويان ايراني را در سه گروه تفکيک کرديم:

1- دانشگاه‌هايي که بالاي 100 دانشجوي ايراني دارند.

2- دانشگاه‌هايي که بالاي 10 دانشجوي ايراني دارند.

3- دانشگاه‌هايي که زير 10 نفر دانشجوي ايراني دارند.

اين دانشگاه‌ها با ليست اسامي دانشجويان ما، تفکيک شدند و اواخر ماه گذشته در اختيار تيم مذاکره‌کننده ديپلماسي ايران قرار گرفت. در اين ليست همچنين نام دانشجو، نام کشور محل تحصيل، رشته‌ تحصيلي، مقطع تحصيلي و ساير اطلاعات مربوط به دانشجو در اختيار وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت و اطلاع‌رساني شد تا هم خود دانشجويان و هم خانواده‌هاي آنها و هم مسوولين ذي‌ربط از نحوه دريافت اين کمک هزينه مطلع شوند.

به گفته مديرکل بورس سازمان امور دانشجويان، دانشجويان شاغل به تحصيل در دانشگاه‌هاي خارج کشور که در مقاطع کارشناسي ارشد و دکترا مشغول هستند بايد به اداره آموزش دانشگاه محل تحصيل خود مراجعه کرده و گواهي اشتغال به تحصيل در آن دانشگاه را دريافت کنند. آن گواهي بايد به تائيد نماينده جمهوري اسلامي در کشور محل تحصيل دانشجو برسد و براي سازمان امور دانشجويان ارسال شود.سازمان امور دانشجويان تائيديه ارسالي توسط دانشجو را با اطلاعات مندرج در سازمان چک کرده و پس از کنترل و تاييد آن درخواست را در اختيار بانک مرکزي جمهوري اسلامي قرار مي‌دهد.اطلاعات جانبي دانشجو هم از طريق CD و فلش ضميمه مي‌شود ضمن اينکه وزارت امور خارجه يک نسخه از تائيديه جمهوري اسلامي را دريافت مي‌کند. وقتي بانک مرکزي ليست ارسالي را تائيد کرد، اطلاعات را براي بانک عامل ارسال مي‌کند.

وي در ادامه گفت: همزمان با اين کار، خانواده‌هاي دانشجويان بايد به بانک عامل مراجعه کنند و معادل ريالي ارزي که قرار است حواله شود به حساب خزانه دولت واريز کنند تا بانک مجوز معادل دلاري که بايد به دانشگاه پرداخت شود را براي بانک طرف خودش در کشوري که قرار است ارز را مبادله کند، صادر کند.

بعد از اين مرحله بانک، از محل 400 ميليون دلار ما آن پول را به حساب دانشگاه محل تحصيل دانشجو واريز مي‌کند.بنابراين خانواده دانشجو بايد معادل ريالي شهريه فرزند خود را به حساب خزانه دولت واريز کند و بنابراين کمک هزينه پرداختي به دانشجويان بلاعوض نيست.

پول بلوکه شده در بانک‌هاي خارجي متعلق به دولت ايران است

به گفته مديرکل بورس سازمان امور دانشجويان، ارز را کسي به کسي نمي‌بخشد. اين ارز دارايي جمهوري اسلامي ايران است که مشمول تحريم شده است که حالا قرار است آزاد شود.اين پول خودمان است که قرار است به خودمان برگردانده شود اما گروه 1+5 آزاد شدن بخشي از اين پول را مشروط به پرداخت کمک‌هزينه تحصيلي به دانشجويان ايراني مشغول به تحصيل در خارج از کشور کرده است.

دکتر احمد غلامي افزود: بنابراين، اين ارز متعلق به دولت است و دولت معادل ريالي آن را از خانواده‌هاي دانشجويان دريافت مي‌کند، بعد اجازه مي‌دهد که معادل آن به حساب دانشگاه محل تحصيل دانشجويان ايراني خارج از کشور واريز شود.اما در مورد دانشجويان بورسيه، معادل ريالي هزينه تحصيلي دانشجو را خود دولت پرداخت مي‌کند. به گفته دکتر غلامي پرداخت کمک‌هزينه به دانشجويان ايراني خارج از کشور از اين طريق چند حسن دارد، يکي اينکه دارايي ما از تحريم درمي‌آيد و به حساب دولت باز مي‌گردد و هم اينکه خانواده دانشجوهاي خارج از ايران به جاي دريافت مستقيم ارز و ارسال آن براي فرزند خود، با پرداخت معادل ريالي، ارز را مستقيما به حساب دانشگاه محل تحصيل فرزندشان واريز مي‌کنند و بدين‌ترتيب کار نقل و انتقال ارز براي دانشجو خيلي سريع‌تر قابل انجام است.

دکتر احمد غلامي يکي از شروط پرداخت کمک‌هزينه به دانشجو را تائيد شدن او از جانب سفارت ايران در کشور محل تحصيل اعلام کرد و افزود: دانشجويان ايراني خارج از کشور موظفند مدرک دانشجويي تائيد شده توسط دانشگاه مورد تحصيل را به تائيد سفارت ايران رسانند و بعد براي سازمان امور دانشجويان ارسال کنند. اما در کشورهايي مانند کانادا و آمريکا و انگليس که سفارت ايران در آنها فعال نيست، جمهوري اسلامي ايران، حافظ منافع دارد که پرسنل حافظ منافع نيروهاي ايراني هستند و چنانچه حافظين منافع ايران در آن کشورها مدارک دانشجو را تائيد کنند، از نظر ما هم تائيد شده است.

او گفت: همچنين اگر بانک مرکزي يا اداره بورس نامه مستقيم دانشگاه محل تحصيل دانشجو را بپذيرند و طرف مقابل هم تائيد کند، ما مشکلي نداريم و دانشجو از نظر ما تائيد شده است. از همين رو ما مايل بوديم مقرري و مخارج زندگي دانشجويان خارج کشور را هم از محل پول بلوکه شده پرداخت کنيم که طرف مقابل نپذيرفت. چراکه آنها فقط مبلغ اعلام شده از سوي دانشگاه‌ها را به عنوان شهريه دانشجو قبول دارند و بر اين باورند که شايد در بين افرادي که مقرري دريافت مي‌کنند برخي دانشجو نباشند. اما ما به دانشجوهاي خود اعتماد داريم و معتقديم که تمام کساني که ادعاي دانشجويي مي‌کنند و مدارکشان نزد ما موجود است، واقعا در خارج از کشور مشغول به تحصيل هستند.

وي در خصوص واريز شدن مستقيم اين کمک‌هزينه به حساب دانشگاه گفت: معمول اين است که وقتي دانشجو در دانشگاه ثبت‌نام شد، دانشگاه او را جهت پرداخت شهريه بدهکار مي‌شناسد و زماني را مشخص مي‌کند تا دانشجو شهريه‌اش را پرداخت کند. از آنجايي که راهکار پرداخت کمک‌هزينه از حمل توافقنامه ژنو بعد از ژانويه انجام شده، برخي از دانشجويان، هزينه شهريه خود را به دانشگاه پرداخت کرده‌اند و طبيعي است که دانشگاه گواهي بدهي دانشجو را صادر نخواهد کرد و چنانچه پول مجددا به حساب دانشگاه واريز شود، قطعا دانشگاه آن پول را به دانشجو پس نمي‌دهد. بنابراين از آنجايي که اين کمک‌هزينه در ازاي ميزان بدهي دانشجو به دانشگاه پرداخت خواهد شد، لذا دانشجوياني که شهريه خود را پرداخت کرده‌اند، نمي‌توانند از اين کمک‌هزينه استفاده کنند.

شهريه تمام دانشجويان به 400 ميليون دلار نمي‌رسد

به گفته مديرکل بورس امور دانشجويان کشور چنانچه ايران، شهريه تمامي دانشجويان ايراني خارج از کشور را پرداخت کند، اين مبلغ از سقف 400 ميليون دلار تجاوز نخواهد کرد و چه بسا کمتر از آن ميزان هم خواهد شد. لذا ايران پيشنهاد کرد که مقرري دانشجويان هم از اين محل پرداخت شود که چنانچه مقرري هم پرداخت مي‌شد باز هم اين مبلغ پاسخگو بود. که البته طرف مقابل اين پيشنهاد ما را نپذيرفت.

وي افزود: پيشنهاد بعدي ما اين بود که مابقي اين پول را براي حق عضويت در مجامع بين‌المللي مثل يونسکو پرداخت کنيم که اميدواريم در اين خصوص از سوي طرف مقابل پاسخ مثبت دريافت کنيم. پيشنهاد سوم ما اين بود که بخشي از اين مبلغ جهت خريد مجلات تخصصي بين‌المللي هزينه شود که وزارت علوم آبونه اين مجلات است و بايد بابت آنها حق عضويت بپردازد تا اين مجلات در دسترس دانشجويان تکميلي داخل قرار گيرد. درخواست ما اين بوده که از محل اين 400 ميليون دلار هزينه حق عضويت اين مجلات هم پرداخته شود که هنوز جوابي از آنها دريافت نکرده‌ايم.

دانشجويان ايراني تعهدي براي بازگشت به ايران ندارند

دکتر غلامي گفت: دانشجوياني که با هزينه شخصي به خارج از کشور رفته‌اند اعم از 10 هزار دانشجوي مقطع کارشناسي و 60 هزار دانشجوي مقاطع کارشناسي ارشد و دکترا، هيچ تعهدي جهت بازگشت به کشور و خدمت ندارند و اين يک مساله اخلاقي و انساني است و مربوط به خود دانشجو مي‌شود.

ارزي که دانشجويان به عنوان ارز مرجع دريافت مي‌کنند مانند ارز بيمار و مسافر است و در رقم‌هاي محدود صورت مي‌گيرد و به دلخواه فرد نيست. ضمن اينکه اين روزها تفاوت قيمت ارز مبادله‌اي و ارز آزاد رقم قابل ملاحظه‌اي نيست و چنانچه افراد ناچار نباشند، دريافت ارز مبادله‌اي به زحمتش نمي‌ارزد. از اين رو دولت در ازاي پرداخت ارز مبادله‌اي به دانشجويان خارج از کشور و همچنين پرداخت کمک‌هزينه تحصيلي از محل توافقنامه ژنو به لحاظ اداري تعهدي به دانشجو تحميل نکرده اما ما يقين داريم که همه دانشجويان ايراني به لحاظ اخلاقي و انساني کشورشان را دوست دارند و همان اندازه که دلشان براي خانواده‌شان تنگ مي‌شود، براي کوچه و محله و شهر و مغازه‌ها و همشهريان‌شان هم دلتنگ مي‌شوند.

هيچ ايراني غربت را با رغبت نمي‌پذيرد

مديرکل بورس سازمان امور دانشجويان اظهار اميدواري کرد که دلتنگي دانشجويان ايراني خارج از کشور به فراموشي سپرده نشود و از طرفي ما بتوانيم براي دانشجويان‌مان فضاي اشتغال فراهم کنيم تا قبل از اينکه درس‌شان در خارج از کشور به پايان برسد، فضاي اشتغال در داخل برايشان فراهم شده باشد.دکتر غلامي افزود: من يقين دارم که هيچ ايراني غربت را با رغبت نمي‌پذيرد و تمام جوانان ايراني هرکجاي دنيا که باشند دلشان براي ايران مي‌تپد و آرزوي ما اين است که تمام فرزندان ايران‌زمين که در خارج از کشور متولد مي‌شوند، با ايران بيگانه نباشند و بدانند که در هر کجاي دنيا که متولد شوند و با هر زباني که صحبت کنند، ايران وطن آنهاست.

به گفته او برخي ايرانيان مقيم خارج از کشور که سال‌هاست از ايران مهاجرت کرده‌اند بر اين باورند که اگر به ايران بازگردند، دچار مشکل خواهند شد و برايشان دردسر ايجاد مي‌شود. در حاليکه اين طور نيست و ايرانيان مي‌توانند به کشور خود سفر کنند و دغدغه‌اي نداشته باشند. دکتر غلامي صحبت‌هايش را در حالي به پايان رساند که از وطن حرف مي‌زد. از ايران و ايراني. فارغ از هر شغل و مقامي و من با خودم فکر مي‌کردم هيچ ايراني پيدا نمي‌شود که سرود«اي ايران اي مرز پرگهر» را بشنود و بندبند وجودش به لرزه نيفتد. ايراني در هر کجاي دنيا که باشد عاشق است. عاشق مادر آريايي‌اش، ايران.

وقتي صحبت‌هاي دکتر غلامي به پايان رسيد از ذهنم مي‌گذشت که چند خانواده تاکنون به اين سازمان مراجعه کرده‌اند و براي فرزند غريب‌شان درخواست ارز کرده‌اند و چه مسووليت سنگيني است وقتي ارباب‌رجوع يک مدير، پدر يا مادري باشد که عزيزش، جگرگوشه‌اش، در غربت است. چه دل‌هاي شکننده‌اي دارند اين پدر و مادرها و چه دشوار است«نه» گفتن به آنها! با تمام وجودم آرزو مي‌کنم يک روز کشورم آنقدر پيشرفت کند که تمامي فرزندانش با افتخار به سرزمين خود بازگردند و ديگر پدر و مادر هيچ دانشجويي ناچار نباشد براي پرداخت شهريه به سنگين دانشگاه فرزندشان به زحمت بيفتد... به اميد آن روز.

باز هواي وطنم آرزوست

تمام دارايي‌اش دو تا چمدان 23 کيلويي بود؛ وقتي مي‌رفت. داخل آن چمدان‌ها هيچ چيز جا نمي‌شد. نه دل تنگي‌هايش، نه خاطراتش، نه مهرباني‌هاي مادر و نه عشق پدر! وارد فرودگاه امام‌خميني(ره) که شد، هنوز نرفته دلش براي همه تنگ شد! براي مادر که با حسرت تمام نگاهش مي‌کرد. براي پدر که اشک‌هاي مردانه‌اش را کنترل مي‌کرد. براي خواهر که نفسش به نفس او بسته بود و براي برادر که هميشه پشتيبانش بود. همه براي بدرقه به فرودگاه آمده بودند. واي که اين فرودگاه شاهد چه اشک‌ها که نبوده! لحظه تلخ خداحافظي، فضاي پرهياهوي فرودگاه را دلگير و غم‌انگيز مي‌کند. اما بايد مي‌رفت. چيزي تا شروع کلاس‌هايش نمانده بود و بيشتر از اين نمي‌توانست در ايران بماند. او دانشجويي ايراني در يک کشور غريب بود. يک کشور پيشرفته و مدرن اما... دلتنگي امانش را بريده بود. به چمدان‌هايش نگاه مي‌کرد. شايد چمدان‌ها خوب مي‌دانستند که دلتنگي يعني چه! در دل تنگ چمدان‌ها هيچ چيز جا نشد. در چمدان 23 کيلويي نه عطر کوچه‌ها جا مي‌شود نه معرفت دوستانش که او را تا بدرقه، همراهي کرده‌اند و نه صفاي يک سيزده بدر که همه فاميل دور هم جمع بودند.

هيچ چيز داخل اين چمدان لعنتي جا نمي‌شود از بس که دلش تنگ است. بايد همه چيز را همين جا بگذارد و برود. لحظه تپيدن دل فرا مي‌رسد. لحظه سخت خداحافظي! خودش را در آغوش مادر مي‌اندازد. چه تلخ است دوري از مادر. اشک‌هايش بي‌اختيار مي‌ريزند. دلش نمي‌خواهد از آغوش مادر جدا شود... اما زمان بي‌رحمانه مي‌گذرد و وقت تنگ مي‌شود... مثل دلش! و چه مشتاقانه شانه‌هاي پدر را لمس مي‌کند، وقتي سر بر شانه‌هاي امن او گذاشته و اشک مي‌ريزد. چقدر اين آدم‌ها دوست داشتني هستند، خدايا! به تو مي‌سپارمشان. چه خوب بود اگر خواهرم اينقدر بي‌تابي نمي کرد و اشک چهره مردانه برادرم را خيس نمي‌کرد... اينها را از ذهن مي‌گذراند و قطره‌هاي اشکش لجوجانه مي‌ريزند. نمي‌داند اين همه دلتنگي را چطور با خود حمل کند. کاش کلاس‌ها کمي ديرتر شروع مي‌شدند. کاش مي‌توانست يک روز ديگر کنار مادر بماند و يک دل سير نگاهش کند.

اما بايد برود. آن طرف ديوار شيشه‌اي فرودگاه اگر چه هنوز خاک وطن است اما، تنهايي است؛ نه مادر مي‌تواند همراهش برود و نه پدر!

سوار هواپيما که شود، چند ساعت ديگر... يک دنياي ديگر! دنيايي که همه چيزش غريبه است. آدمهايش، چهره‌هايش، فرهنگش، زبانش و حتي احساس آدم‌هايش.

اينجا همانجايي است که مردم ما به آن «خارج» مي‌گويند. از مرز خارج شده اما دلتنگي‌ها خارج نمي‌شوند. داخل قلبش لانه کرده‌اند و قصد رفتن ندارند.

تمام طول مسير را غرق در روياهايش بود و خاطرات چند روز پيش را مرور مي‌کرد.

خاطره آش رشته مادر بزرگ و شله زرد دست پخت عمه ليلا. خاطره چهارشنبه سوري و دلهره شيرين لحظه تحويل سال... واي که اينها را هيچ کجاي دنيا نمي‌توان پيدا کرد.

بايد غروب غربت را چشيده باشي تا بداني چاي دارچين تازه دم مادر و بوي سنگک داغ و ريحان باغچه مادربزرگ چه قيمتي دارد وقتي از همه اينها دوري و تمام همدمت دوتا چمدان 23 کيلويي است که وقتي بازش کني بازهم دلتنگ‌تر خواهي شد، چرا که ذره ذره وسايل چمدان را مادرت با عشق جمع کرده و يک دنيا حسرت خورد که چرا نمي‌تواند وسايل بيشتري برايت جا کند.

دلت آتش مي‌گيرد وقتي نخودچي کشمش و نبات زعفراني و گز اصفهان و سوهان قم را بين وسايلت مي‌بيني. انگار تمام شهرهاي ايران با تو به سفر آمده‌اند که بگويند: تو هميشه فرزند اين سرزمين هستي، حتي اگر آن طرف کره زمين باشي. هرکجا هستي يادت باشد خون پاک ايراني در رگ‌هاي توست و خاتون خاوري گلزاده مادريمان؛ ايران چشم به راه توست.

مادرت، سرزمين آريايي است، چشم‌انتظار مي‌ماند تا باز هم هواپيمايي که تو را برد در فرودگاه ايران به زمين بنشيند و پله‌هاي فلزي هواپيما زير قدم‌هايت به لرزه درآيند، وقتي با دست پر و با دانش سرشار و باصلابت و افتخار به سرزمينت قدم مي‌گذاري. اينجا همه خوب مي‌دانند دلت تنگ مي‌شود براي هواي شهرت، حتي اگر ميزان آلاينده‌هايش زياد باشد، براي مردمش حتي اگر تو را نشناسند و براي ازدحام جمعيتش حتي اگر در مترو هولت بدهند و براي اتوبان‌هايش حتي اگر رانندگانش بين خطوط رانندگي نکنند!

شايد اينجا همه چيز کامل و عالي نباشد اما مردمش به زبان تو سخن مي‌گويند. به همان زباني که وقتي لب گشودي مادرت را صدا کردي... به زبان مادري‌ تو!

اينجا هنوز همه هموطن تو هستند حتي اگر سال‌ها از آنها دور باشي.

هر کجاي دنيا هم که باشي هيچکس مثل مادر، عاشقت نيست. هنوز هم وقتي غذاي مورد علاقه‌ات پخته مي‌شود، از گلوي مادر پايين نمي‌رود. هنوز هم وقتي پدر، هندوانه قرمز تگري را قاچ مي‌کند، گل هندوانه را برمي‌دارد و اشک در چشمانش حلقه مي‌زند... اينجا بدون تو هيچ چيز نوش جان آنها نمي‌شود. ايران هم بدون تو چيزي کم دارد. چيزي شبيه تو! شبيه دردانه يک مادر،جگرگوشه يک پدر، عزيز دل يک خواهر و نور چشم يک برادر! آري تو دردانه‌اي، جگرگوشه‌اي، عزيز دلي، نورچشمي... تو فرزند نازنين اين خاکي. تو شاهکار بي‌نظير خلقتي براي مادرت. شاهکاري که هيچکس جايت را پر نمي‌کند. بدان که وطن چشم به راه توست. چشم به راه تو که شايد رفته‌اي که بماني. شايد براي برگشتنت هزار و يک شرط داري! نمي‌دانم... اما اين را خوب مي‌دانم که هر وقت بازگردي، باز هم ايراني هستي و ايران زيبا، آغوش گرمش را به رويت خواهد گشود و خواهد گفت: خوش آمدي فرزندم، مقدمت عشق‌باران.


نسخه چاپي ارسال به دوستان