دوره جدید، شماره ۳۰، شماره پیاپی ۳۰، پانزدهم مهر ۱۳۹۱    
  ۳۰

ناگفته‌هاي عضو اتاق ايران و چين از سفرهيأت ايراني به شانگهاي

سد فاینانس برداشته شد

 فريد ترهنده
 شناسه مقاله: 2710          موضوع: اقتصاد          بازدید: ۲۰۱۹ 

شماره ۳۰، ۱۵ مهر ۱۳۹۱

 ازميان آنها كه كار تجارت حرفه‌اي با چيني‌ها را برگزيده‌اند، «فريال مستوفي» يكي از سرشناس‌ترين‌هاست. او فارغ‌التحصيل اقتصاد و آمار از كشور انگلستان است و سابقه تدريس در دانشگاه ملي و مدرسه عالي بيمه را هم در كارنامه دارد. خانم مستوفي كه درحال حاضر در هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران و اتاق ايران و چين عضويت دارد، ناگفته‌هايي از سفر هيأت بلندپايه ايراني به چين بازگو كرده است.

شما همزمان با سفر هيأت ايراني به چين براي حضور در سازمان همكاري شانگهاي دراين كشور حضور داشتيد. رسم اين بود كه از ميان اعضاي اتاق ايران و چين هم در هيأت ايراني افرادي حضور داشته باشند اما براساس شنيده‌ها، نماينده‌اي از بخش خصوصي در اين ديدار حضور نداشته است. سفر شما شخصي بود يا دعوت شده بوديد؟

سفر من به چين شخصي بود كه مقارن با سفر رئيس‌جمهور به پكن شد و دليل حضور من در جلسه، مذاكرات آقاي غضنفري ـ وزير به علت همكاري‌هاي مشترك گروه MCC با شركت KDD كه اينجانب رياست هيأت مديره آن را به عهده دارم، بود. اين جلسه ادامه مذاكرات قبلي در مورد تأمين مالي و پيشبرد پروژه‌هاي فولادي استاني و جذب سرمايه‌گذاري‌هاي مستقيم در صنايع معدني و فولادي با گروه MCC بود.

فكر مي‌كنيد سفرهيأت ايراني نتايج مثبتي داشت؟

هرگونه تلاش براي تحيكم ديپلماسي و روابط بهتر با كشورها مثبت و اثرآفرين است. در اجلاس اخير ايران به عنوان عضو ناظر در اين اجلاس شركت كرد. هر چند تحريم‌ها مشكلاتي را براي ايران ايجاد كرده است، با اين وجود ارزيابي من از استقبال چيني‌ها از ايران در اين اجلاس مثبت بود. آقاي احمدي‌نژاد پيش‌تر نيز چند بار به چين سفر كرده بود اما اين سفر نخستين سفر رسمي ايشان به چين محسوب مي‌شد. در كل مي‌توان گفت سفر اخير چه از حيث نتايج جلسات و ملاقات‌ها و چه از نظر كسب حمايت چيني‌ها موفقيت‌آميز بوده است. چين شريك اول تجاري ايران است و مسوولان چيني همواره درصدند تا مشكلات ناشي از تحريم‌ها را برطرف كنند. خط فاينانس و اعتباري مدت‌ها بود كه با بانك مركزي امضا شده بود اما روند كندي را طي مي‌كرد. آقاي رئيس‌جمهور طي اين سفر مسائل فاينانس را تسريع كردند. حضور ايشان همچنين موجب جلب اعتماد بيشتر طرف‌هاي چيني شد. در مجموع با در نظر گرفتن اوضاع كشور مي‌توان گفت كه دستاوردهاي اقتصادي اين سفر بسيار مثبت بود.

در رسانه‌هاي بين‌المللي، خيلي زياد به اين سفر پرداخته نشد، آيا دليل خاصي داشت؟

هنگام قضاوت درباره سطح پوشش خبري رسانه‌ها، بايد اوضاع كشور را نيز در نظر بگيريم. چيني‌ها چندان مايل به تبليغ رسانه‌اي درباره روابط خود با ايران نيستند، زيرا اين مساله موجب افزايش فشار غرب بر آنها مي‌شود. اين سفر هم از اهميت بالايي برخوردار بود. دو تفاهم‌نامه و 12 طرح با هولدينگ MCC به امضا رسيد كه اين طرح‌ها در رابطه با همكاري گروه MCC با شركت KDD در پروژه‌هاي مختلف بود. كه ارزش 7 طرح از اين 12 طرح تقريباً دو ميليارد يورو است.

اما در خبرها ارزش قراردادهاي منعقده ميان دو كشور حدود 10 ميليارد يورو برآورد شده است؟

مازاد دو ميليارد يورو مربوط به قراردادهايي است كه بانك مركزي به «ساينا شور» معرفي كرده است و مربوط به امسال است. طرح‌هاي ديگري هم هست كه در آينده نزديك معرفي خواهند شد.

بعد از اين سفر و دورنماي سياست بين‌الملل، آينده روابط ايران و چين را چگونه مي‌بينيد؟

در حال حاضر طرف‌هاي غربي همكاري خود را با ايران كم كرده‌اند. در آن سو چيني‌ها هم به دنبال كسب‌وكار هستند. چيني‌ها نه تنها تشنه انرژي هستند بلكه از آنجا كه به دنبال كسب جايگاه بين‌المللي به عنوان يك ابرقدرت هستند نمي‌خواهند تحت نفوذ غربي‌ها قرار بگيرند. چيني‌ها چنين عنوان مي‌كنند كه ما با تمام دنيا دوست هستيم و دنبال اين هستيم كه از ديو، فرشته بسازيم. دولت چين تا امروز در مقابل فشار غربي‌ها مقاومت كرده است. آنها در جريان امضاي قطعنامه‌ها نيز سعي مي‌كنند كه تحريم‌ها را ملايم‌تر كنند. حتي چيني‌ها تحريم‌هاي يك طرفه غرب عليه ايران را نپذيرفتند و تنها تحريم‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل را قبول دارند. با اين وجود از آنجا كه شركت‌ها و موسسات چيني با شركت‌هاي غربي نيز همكاري مي‌كنند، ناچارند منافع حاصل از دو طرف را روي كفه ترازو بگذارند و بعد تصميم‌گيري كنند. اين دولت چين نيست كه موسسات اين كشور را از همكاري با ايران منع مي‌كند بلكه موسسات خود طرف پرسودتر را انتخاب مي‌كنند. دليل اينكه مسائل بانكي ما روان نيست نيز همين امر است.

به عقيده شما با توجه به وضع موجود، آيا چين به دنبال جايگزيني براي ايران مي‌گردد؟

همان طور كه اشاره كردم چيني‌ها تشنه انرژي هستند و اين انرژي را نمي‌توانند از كشور ديگري تامين كنند. از آنجا كه كشورهاي عربي تحت نفوذ آمريكا هستند براي چين منطقي نيست كه خود را به منابع آنها وابسته كند، چراكه در اين صورت غربي‌ها به راحتي مي‌توانند هر زمان كه اراده كنند شيرهاي نفت را به روي چيني‌ها ببندند. ممكن است چيني‌ها وابستگي خود را به نفت ايران كاهش دهند اما آن را قطع نمي‌كنند.

بسياري بر اين باورند كه رابطه چين و ايران بيش از آنكه همكاري باشد، رابطه خريدار و فروشنده است. خود آقاي «غضنفري» نيز به اين موضوع اذعان دارند. نظر شما در اين رابطه چيست؟

به عقيده من بايد چيني‌ها را ملزم به سرمايه‌گذاري مستقيم در ايران كرد. اما تا به امروز ميزان جذب سرمايه‌گذاري چين رضايت‌بخش نبوده است. با توجه به شرايط موجود، ايران اهرم‌هاي فشار لازم براي تحقق اين سياست را در حال حاضر ندارد. جذب سرمايه نيازمند ايجاد محيطي امن است. ما بايد به سمتي حركت كنيم كه اين توان جذب سرمايه‌گذاري را كسب كنيم و به عقيده من در آينده كسب خواهيم كرد. چرا كه ايران كشور مناسبي براي سرمايه‌گذاري است. ما منابع سرشاري از انرژي و معادن مختلف را در اختيار داريم. درست است كه جمعيت ما يك‌بيستم چين است اما در منطقه خود پرجمعيت‌ترين، تحصيل‌كرده‌ترين و ماهرترين نيروها را در اختيار داريم. بازارهاي اطراف ايران حجم پتانسيل بالايي دارند و قيمت‌هاي تمام شده در كشور ما در مقايسه با بسياري از كشورها پايين‌تر است. هم‌اكنون چيني‌ها سرمايه‌گذاري‌هاي كلاني را در آفريقا انجام داده‌اند. اميدوارم روزي برسد كه ما در انتخاب سرمايه‌گذاران حق انتخاب داشته باشيم.

كيفيت شركت‌هاي چيني را در مقايسه با شركت‌هاي غربي چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

بيش از 17 سال است كه با شركت‌هاي چيني و غربي همكاري مي‌كنم. در مقايسه بايد گفت كه شركت‌هاي غربي پيشرفته‌ترند و كار كردن با آنها راحت‌تر است. كيفيت محصولات و ارائه خدمات شركت‌هاي غربي بين 80 تا 100 است. يعني شركت‌هاي ضعيف غربي 80 و شركت‌هاي توانمند 98 تا 100 هستند. در صورتي كه اين روند براي شركت‌هاي چيني بين 0 تا 100 است. اين مساله اهميت انتخاب از ميان شركت‌هاي چيني را نشان مي‌دهد كه بايد دقت خاصي در انتخاب داشته باشيم كه ما در اين قسمت دچار ضعف هستيم. ايراني‌ها تازه همكاري خود را با چيني‌ها آغاز كرده‌اند و شناخت چنداني از طرف‌هاي چيني ندارند. در انتخاب شركت‌هاي چيني حتما بايد از ميان شركت‌هاي درجه يك انتخاب كنيم.

چيني‌ها «بيزينس من» نيستند بلكه تاجرند. يعني كالاي مورد نظر شما را با هر كيفيتي كه بخواهيد توليد مي‌كنند، اين ما هستيم كه بايد مواظب باشيم. من هميشه توصيه مي‌كنم كه اگر براي خريد به چين مي‌رويد حتما چند هزار دلاري را هزينه نظارت بر روند توليد كالا بكنيد. همكاري با چين خوب است به شرطي كه نظارت مناسب اعمال شود. به عنوان مثال، شركت ما در پروژه فولادسازي «ارفع اردكان» با گروه MCC همكاري مي‌كند و نتيجه آن هم رضايت‌بخش است. پروژه طي كمتر از 3 سال در حدود 96 درصد پيشرفت داشته است و اينها همه به خاطر اعمال بازرسي‌هاي دقيق است. من در حوزه فعاليت خود، يعني فولاد، شاهد اين هستم كه شركت‌هاي چيني براي تمامي شركت‌هاي درجه يك دنيا كالا توليد مي‌كنند، اما دوباره تاكيد مي‌كنم اين همكاري بايد همراه با نظارت دقيق باشد. در اين صورت مي‌توان گفت كالاهاي چيني داراي كيفيت خوب و از لحاظ اقتصادي توجيه‌پذيرند.

اين مزيت قيمت تا چه زماني ادامه خواهد داشت؟

در سال‌هاي اخير غربي‌ها فشار زيادي را بر چين وارد كرده‌اند تا پول ملي خود را تقويت كند. طي 3 سال گذشته ارزش «يوان» 27 درصد بالا رفته است. تورم نيز نسبت به سال‌هاي گذشته كه در حدود 4-3 درصد بود، افزايش يافته و به حدود 5/7درصد رسيده است. اين مسائل باعث افزايش قيمت كالاهاي چيني مي‌شوند.

تبلیغات